سديد الدين محمد عوفى
265
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
فرموده است « 1 » گفت : هم اينجا توقف كن تا من بازآيم « 2 » . چون « 3 » مراجعت كرد « 4 » گفت : با ما يك امروز موافقت « 5 » كن تا من ترا سماعى « 6 » كنم « 7 » . پس در خدمت او به سراى او رفتيم . فرمود « 8 » تا مجلسخانه « 9 » راست كردند و در سراچهاى چون بهشت خلوت كرديم « 10 » و بزمى بىزحمت اغيار ترتيب داد « 11 » و حاجب را فرمود كه هركس كه بيايد او را بازگردان جز عبد الملك را . و اين عبد الملك « 12 » نديم خاص او بود . پس جعفر لباسى از حرير در پوشيد و به جهت من فرمود تا جامهء حرير آوردند و لباس « 13 » برون كردم « 14 » و پردهء حشمت از پيش برداشت و جعفر كنيزكان مغنيه را فرمود تا حاضر آيند و الحق عيشى عظيم مهيا كرد « 15 » . چون « 16 » چندى برگذشت « 17 » ناگاه پرده برداشتند و عبد الملك صالح هاشمى را كه از قرابتان امير المؤمنين بود « 18 » ديدم كه مىآمد و حاجب غلط كرده بود ، پنداشت كه مگر آن عبد الملك « 19 » است كه جعفر فرمود . و اين عبد الملك مردى بزرگ بود و از منادمت خليفه امتناع كرده بود و بارها امير المؤمنين او را بر آن داشته كه مگر قدحى بخورد البته متوجه نشده « 20 » رفع « 21 » نموده بود « 22 » و قطرهاى نچشيده « 23 » . چون
--> ( 1 ) متن و مپ 2 و بنياد - بازگشتم جعفر را . . . . فرموده است . ( 2 ) مج + من تا او مراجعت نمود توقف كردم ( 3 ) مج - چون ( 4 ) مج - مراجعت كرد ( 5 ) متن : توقف ( 6 ) متن : استماع ، بنياد : سماع ( 7 ) مپ 2 - تا من ترا سماعى كنم . ( 8 ) متن - فرمود ( 9 ) متن + را ( 10 ) متن : كردم ، مپ 2 و مج - و در سراچهاى . . . كرديم ( 11 ) مج : دادند ( 12 ) مپ 2 : عبد اللّه ( 13 ) مج و بنياد + خدمت ( 14 ) مپ 2 - و بهجهت من . . . برون كردم ( 15 ) متن - كرد ، مج : مهنا روى داد ، بنياد : مهيا روى داد ( 16 ) متن : اين روز ، مج و بنياد + ساعتى ( 17 ) مپ 2 - چون چندى برگذشت ( 18 ) مپ 2 - كه از قرابتان امير المؤمنين بود ، بنياد : خويشان نزديك خليفه بود ( 19 ) متن و مپ 2 : عبد اللّه ( 20 ) متن - متوجه نشده ، مج - البته متوجه نشده ( 21 ) متن : ترفع ( 22 ) متن - بود ، مج ، و وى ابا نموده ، مپ 2 - و بارها امير المؤمنين . . . نموده بود . ( 23 ) متن بخشيد ، مپ 2 و بنياد و قطرهاى نچشيده